تبليغاتX
رهایی

رهایی
اعتیاد را ترک نکنید

از پیشگویی تا وقوع

سونامی شیشه در راه است .این ، جمله ای است که برای اولین بار در سال 1386 از زبان آقای مهندس دژاکام دبیرکل جمعیت احیای انسانی ( کنگره 60 ) شنیده شد .
در آن زمان نه ما و نه دیگران مفهوم این جمله را درک نمی کردیم . با گذشت زمان ، اندک اندک نشانه های این سونامی پدیدار گشت . هر چه زمان می گذشت ، اخبار مربوط به جنایات شیشه ای بر روی تلکس های خبری بیشتر و بیشتر دیده می شد .


در مقطعی دیگر ، مهندس دژاکام اعلام کردند که پیش قراولان موج مصرف کنندگان شیشه از راه رسیده اند .


با هشدارهای مکرر و مصاحبه های متعدد مهندس دژاکام در خبرگزاری های مختلف ، مسئولین به تدریج به وخامت اوضاع در حوزه اعتیاد به مواد مخدر صناعی پی بردند و قوانین جدید در خصوص مواد صناعی مخصوصاً شیشه تدوین گردید .


امواج این سونامی هر روز نزدیک و نزدیکتر گردید تا جایی که دیگر خبرهای جنایات شیشه ای از قتل فرزند و همسر گرفته تا فجایع دیگر به دست مصرف کنندگان شیشه از صفحات اخبار کنار نمی رود .


قتل ، جنایت و دیگر فجایع صورت گرفته به دست مصرف کنندگان شیشه ، همگان را متوجه این موضوع نموده است ، که باز هم به قول مهندس دژاکام  شیشه آن چیزی نیست که در دسته مواد مخدر جای گیرد ، بلکه چیزی است که در دسته مواد مخرب و جنایی جای می گیرد .
مصرف کنندگان شیشه ، صرف یک مصرف کننده ماده مخدر نیستند . در کجا ، در چه زمان و چه نوع مصرف کننده ای دیده شده بود که چنین رفتارهای خطرناکی از آن ها سر بزند . مصرف شیشه بیش از هر نوع ماده مخدر دیگری در مغز تخریب ایجاد می کند . تخریب بیش از حد سیستم های دوپامینرژیک و سروتونینرژیک در بخش های از مغز از جمله هیپوتالاموس ، باعث می شود مصرف کنندگان شیشه در دو زمینه یا به قولی در دو فاز اصلی وارد توهم شوند . البته از دید خودشان توهم نیست و عین واقعیت است .


الف : مسایل جنسی و بدبینی شدید نسبت به اطرافیان در این زمینه
ب : احساس تحت نظر بودن


مصرف کنندگان شیشه در این دو زمینه سخت دچار توهم می شوند و بر همین مبنا خطرناکترین رفتارها از آن ها سر می زند .
در یکی از همایش های روانپزشکی ، آقای دکتر مکری معاون مرکز ملی مطالعات اعتیاد اعلام کردند که یک سوم تخت های بیمارستانی را  مصرف کنندگان شیشه اشغال کرده اند . در همین ارتباط اعلام شده بود که یک مصرف کننده شیشه ، چشم خود را به طور کامل تخلیه و از حدقه بیرون آورده بود به این بهانه که در چشم من دوربین کارگذاشته شده و خواستم که دوربین را بیرون بیاورم .
در موردی دیگر ، یک مصرف کننده شیشه پزشک معالج خود را به بهانه صحبت به اتومبیل دعوت می کند و در آنجا کارد زیر گلوی پزشک خود می گذارد و می گوید تو با همسر من ارتباط نامشروع داری.


وقتی مصرف کننده شیشه با کادری که در حال کمک به او هستند ، چنین رفتاری دارد ، با دیگران چه رفتاری خواهند داشت ؟


در مقطعی ، نیروی انتظامی عملیات گسترده ای جهت جمع آوری و پاک سازی شهر از اراذل و اوباش را به انجام رساند . اما باید گفت در مقابل مصرف کنندگان شیشه ، اراذل و اوباش عددی نیستند . این ها دست هر چه اراذل و اوباش هست را از پشت بسته اند ، می زنند ، می کشند ، هر جنایتی را مرتکب می شوند در حالیکه شاید از نقطه نظر ظاهر ، نه رذل باشند و نه اوباش و به نظر انسان های موجهی نیز دیده شوند .
در پشت این ظاهری که برای عوام ، اعتیاد به شیشه قابل تشخیص نیست ، انسان نماهایی هستند که  بدترین جنایت ها و فجایع را مرتکب می شوند ، گویی شیاطین در جسم آن ها وارد شده و آن ها را تسخیر کرده اند و عجبا که کاری از دست کسی بر نمی آید .

 آیا نباید اقدامی در جمع آوری این افراد صورت گیرد ؟


کافی است که در یک خانواه ، یک مصرف کننده شیشه وجود داشته باشد ، نه تنها آن خانواده ، بلکه همسایگان و خویشاوندان او هم امنیت ندارند . هزاران خانواده در چنگال این انسان های خطرناک اسیر و در رنج و عذاب هستند و کاری از دستشان بر نمی آید . آیا در پاسخ تماس تلفنی یک خانواده با پلیس که می گویند جانشان در خطر است و اینجا یک مصرف کننده شیشه ما را تهدید می کند ، نباید اقدام سریع صورت گیرد ؟ آیا پلیس ما نباید نیروهای ویژه و آموزش دیده برای چنین اقداماتی در اختیار داشته باشد ؟


اکنون زمان آن فرا رسیده است ، مسئولین ، قضات ، نیروی انتظامی ، کادر پزشکی و درمانی و کسانی که در حوزه اعتیاد و مواد مخدر فعالیت می کنند ،  تدابیر جدیدی در رویارویی با مصرف کنندگان شیشه بیاندیشند . کما اینکه دبیرکل کنگره 60 نیز در گذشته خواستار تشکیل ستاد بحران شیشه شده بودند.


در کنگره 60 که یک مرکز راهنمایی درمان اعتیاد می باشد ، همه روزه مصرف کنندگان بیشماری برای درمان اعتیاد خود مراجعه می کنند که بیش از 30 درصد آن ها را مصرف کنندگان شیشه تشکیل می دهند . در هفته های اخیر مواردی مشاهده شده است که این افراد قصد عمل به توهمات خود را  داشته و حتی با سلاح سرد به کنگره 60 آمده و قصد آسیب رساندن به مهندس دژاکام را داشته اند .
اتفاقی که جند هفته قبل در کنگره 60 روی داد از این قرار بود که روز یکشنبه 9/11/90 یک مصرف کننده شیشه در زمان برگزاری کلاس خانم های مسافر ( خانم های رها شده از اعتیاد و خام هایی که دوره درمان را سپری می نمایند ) به کنگره 60 مراجعه می کند و قصد دیدن آقای مهندس را داشته است . با وجود اینکه ورود آقایان به کنگره 60 در هنگام برگزاری کلاس های خانم های مسافر ، مطلقاً ممنوع است ، این شخص بدون توجه به تذکر خانم هایی که نگهبان بوده اند ، وارد ساختمان دفتر مرکزی می شود . مهندس دژاکام هنگام روبرو شدن و حمله این فرد دچار سکته قلبی می شوند که به انفارکتوس منتهی می شود . پس از این اتفاق ، ایشان به بیمارستان منتقل شده و تحت مراقبت های ویژه در CCU قرار می گیرند . فرد مزبور پس از تماس با پلیس به کلانتری منتقل می شود ، اما متاسفانه بعد از 40 دقیقه .


مهندس دژاکام انسانی سالم و ورزشکار است که در هفته سه روز ساعت شش صبح در استخر است و و بیش از هفت سال است که با همین روال به ورزش شنا می پردازند و از نقطه نظر سلامت جسمی در وضعیت مطلوبی هستند و بیش از 14 سال است که زندگیشان را وقف کمک و نجات مصرف کنندگان مواد مخدر نموده اند .


بحث ما در مورد این اتفاق برای شخص مهندس دژاکام نیست ، ایشان در زمان شروع حرکت و وارد شدن به حوزه اعتیاد و درمان آن ، به قول معروف پی همه چیز را به تنشان زدند و خودشان را برای هر مسئله ای آماده کردند . این اتفاق برای ما یک شاخص است ؛


موضوع اصلی این است که هم اکنون ، پیشگویی به وقوع پیوسته است و سونامی شیشه از راه رسیده است . وجود هزاران مصرف کننده شیشه در بین مردم که هر کدام حکم یک جانی خطرناک را دارد ، هر کس در هر جایگاهی ، از قوه قضاییه و قضات گرفته تا نیروی انتظامی ، پزشکان و کادر درمانی مراکز مختلف ، خانواده ها و مردم عادی ، همه و همه در رویارویی با مصرف کنندگان شیشه ، حقیقتاً جانشان در خطر است .

 امیدواریم مسئولین محترم تا فرصت هست تدبیری برای این بحران بیاندیشند که خارج از هر نوع دیدگاه و نگرش خاص ، به کل جامعه و ملت ایران مربوط می شود و با اقدام به موقع ، مردم و خانواده ها را از نگرانی نجات دهند .

با احترام ، علی خدامی

پی نوشت و نمونه هایی از اخبار جنایات شیشه ای منعکس شده در رسانه ها :
سونامی شیشه در راه است! (خبر آنلاین، دکتر حاج رسولی به نقل از دبیرکل کنگره 60 مهندس حسین دژاکام )
http://congress60.org/News/NID2438
متوليان در حوزه مواد مخدر با تأخير حركت مي‌كنند(حسين دژاكام در گفت‌وگو با خبر نگار بهداشت و درمان خبرگزاری  فارس)
http://congress60.org/News/NID2085
شیشه ، ( مهندس دژاكام در گفتگو با خبرگزاري فارس )
http://congress60.org/News/NID1229%20
فرد معتاد به «شیشه» خطرناک است (رئیس سازمان مردم نهاد کنگره 60 در گفت‌وگو با فارس)
http://www.congress60.org/News/NID2342.aspx
خواب نامنظم و استفاده از فندك اتمي علامت اعتياد به شيشه است (خبرگزاری فارس: رئيس سازمان مردم نهاد گنگره 60 گفت)
http://congress60.org/News/NID2250.aspx
ستاد بحران «شيشه» بايد در كشور تشكيل شود ( خبرگزاری فارس: رئيس سازمان مردم نهاد كنگره 60 گفت)
http://congress60.org/News/NID2245.aspx
http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=35019 سلامت نیوز : شیشه بلای جان 27 هزار جوان ایرانی
http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=36432 سلامت نیوز : سبقت شیشه از قانون

http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=17851 قیمت "شیشه" به یک چهارم کاهش یافته است. حسین ذبحی معاون قضایی دادستان کل کشور ضمن اعلام کاهش قیمت مواد مخدر شیشه در بازار نسبت به مصرف شیشه و مواد روان گردان هشدار داد.
http://www.farheekhtegan.ir/content/view/33934/43/  فرهیختگان: مرد معتادی که در توهم شیشه‌ای، پدرش را کشت و همسر و فرزندش را زخمی کرد پس از خودزنی در جنوب تهران دستگیر شد.

http://khabarfarsi.com/n/2018208 روزنامه شرق ، خبر فارسی ، اعتراف پدر شیشه ای به قتل کودک 9 ساله

http://www.tabnak.ir/fa/news/205832 تابناک : مرد جنايتكار كه به خاطر توهم ناشي از مصرف ماده مخدر شيشه، دوست قديمي‌اش را به قتل رسانده بود، سوار بر موتوسيكلت مقتول دستگير شد.

http://salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=21471&cat=8  سلامت نیوز ، دکتر آذرخش مکری : مصرف كنندگان شيشه، يك سوم تخت‌هاي بیمارستانی را اشغال کرده اند .

منبع:http://congress60.org/News/2594

[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 0:29 ] [ کامران ]

[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 14:19 ] [ کامران ]
 

گزارش نشست پژوهشی دفتر تحقیقات و آموزشی ستاد مبارزه با مواد مخدر در مجموعه فرهنگی شقایق روزهای چهارشنبه


از سری نشست های پژوهشی روزهای چهارشنبه در مجموعه فرهنگی شقایق، این هفته با موضوع بررسی تئوری سیستم ایکس و صورت مسئله اعتیاد توسط آقای مهندس حسین دژاکام، محقق و پژوهشگر در حوزه اعتیاد و درمان و دبیر کل جمعیت احیای انسانی کنگره 60 برگزار گردید.
در این نشست موضوع چگونگی راه اندازی سیستم ایکس



 در درمان اعتیاد و همچنین ارتباط آن با بیماری های مزمن و لاعلاج جسمی و روانی مورد بررسی قرار گرفتدر این نشست جناب آقای دکتر یاوری مدیر کل دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر ، سردار فودازی از پلیس پیشگیری و جمعی از محققین حوزه اعتیاد و همچنین اعضای کنگره 60 حضور داشتند.


 
جمعیت احیای انسانی کنگره 60

[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 10:5 ] [ کامران ]

در روز پنجشنبه 1 دی 1390 سومین جلسه از دور بیست و پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 منطقه اصفهان با نگهبانی مسافر منصور،استادی مسافر آقای علی خدامی و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه وادی چهارم و تاثیر آن روی من و همچنین چهارمین سالگرد تولد مسافر کامران راس ساعت 16:45 آغاز به کار کرد

ابتدا استاد چنین فرمودند:

من خیلی خوشحالم که امروز این توفیق را دارم که در کنگره 60 نمایندگی اصفهان حضور داشته باشم،امروز راجع به دو مقوله باید صحبت کنیم ابتدا دستور جلسه هفتگی و سراسری و بعد هم موضوع تولد.

دستور جلسه این هفته وادی چهارم هست و جمله آن را همه ما میدانیم که گفته شده: در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.همانطوری که میدانید کنگره60 برای درمان اعتیاد پروتکل تعبیه کرده و براین اساس ،بیماری اعتیاد سه قسمت از شهر وجودی انسان را از تعادل خارج میکند و ما برای اینکه به درمان قطعی برسیم و این دفتر را برای همیشه در شهر وجودیمان ببندیم و هیچ علامتی از اعتیاد در ما باقی نماند،باید این سه ضلع که در صورت مسئله به آنها اشاره است (جسم،روان،جهان بینی) را به تعادل برسانیم. در قسمت جسم عملیات تیپرینگ یا کم کردن پله ای مصرف انجام میشود ونتیجه اش هم راه اندازی سیستم ایکس است. در قسمت روان،با به تعادل رسیدن جسم،روان هم به تعادل میرسد و در کنارش مشارکتهای جمعی و گروه درمانی کمک میکند تا روان به تعادل برسد. اما در قسمت جهان بینی بار روی دوش آموزشهای جهان بینی هست که فندانسیون و زیربنای آنها وادی ها هستند.این وادی ها هرکدام یک پیامی برای ما دارند،هر کدام یک قانون خلل ناپذیری هستند که در جهان ما حاکم هستند،چه ما قبول داشته باشیم و چه نداشته باشیم،چه دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم،چه باور بکنیم و چه نکنیم این قوانین دارد بر جهان ما حکومت میکند و اگر ما بخواهیم که در این جهان زندگی کنیم و یک زندگی آرام و بی درد سری داشته باشیم باید برمبنای این قوانین حرکت کنیم. وادی اول ما را با موضوع بسیار مهم تفکر آشنا کرد یاد گرفتیم که درست فکر کنیم، قبل از هر انجامی فکر کنیم،وادی دوم احساس پوچی و ناامیدی حاصل از خارج شدن از صراط مستقیم را در ما از بین برد.در این شرایط طبیعیست که مصرف کننده توقع داشته باشد همه به من کمک کنند،این روحیه طلبکاری خیلی در مصرف کننده ها شایع است و میگویند حالا که می خواهم اعتیادم را درمان کنند همه باید کمک کنند ولی وادی سوم این روحیه طلبکاری را ازبین میبرد و میگوید هیچ کس به کمک تو نمی آید و هیچ کس به فکر تو نیست مگر خودت.مصرف کننده تا وقتی که روحیه طلبکاری دارد منتظر هیچ پیشرفتی نباید باشد. وادی سوم تا حد بسیار بالایی این روحیه را ازبین میبرد ولی شخص میگوید حالا که خانواده کمک نمیکنند خداوند کمکم میکند خدایا کمکم کن و... ولی در این مقطع وادی چهارم میگوید در مسائل حیاتی نباید به خداوند مسئولیت دهیم. خداوند تمام امکانات و وسائل لازم را برای انجام مسائل حیاتی به ما داده،خداوند کارش را بدون نقص انجام داده باقی با ماست. انشاالله دوستان متن وادی ها را مطالعه کنند.موضوع بعدی چهارمین سالگرد تولد آقا کامران شریفیان هست

در این لحظه طبق رسم کنگره آقا کامران و سپس همسفر محترمشان خانم مرجان در میان جمع ایستاده و حضار این دو عزیز را تشویق کردند

اما در مورد آقا کامران:تبریک عرض میکنم به این دو عزیز ، چهار سال درمان قطعی اعتیاد برای کسی که در اوج ظلمت اعتیاد بوده،نشان دهنده این امر است که شخص حرفهایی که در وادی ها و در آموزش ها زده شده را انجام داده تا الآن به این جایگاه رسیده.به قولی معجزه اول درمان اعتیاد است که کامران انجام داد،معجزه دوم رسیدن به کمک راهنمایی بود که آن را هم انجام دادند در ادامه به مرزبانی رسیدند،اینها نشان از این است که واقعا حرکت درست بوده و به صراط مستقیم رسیدند،پیرو آموزش های کنگره بودند،آن توقع هایی که کنگره از این مسافر و همسفر داشته،درست انجام دادند که به این جایگاهها رسدند،در کنگره مفت و مجانی آدم به هیچ جایی نخواهد رسید،در کنگره اگر کسی زحمت نکشد به رهایی نمیرسد،اگر کسی زحمت نکشد به کمک راهنمایی نمیرسد به مرزبانی نمیرسد حتی به نگهبانی هم نمیرسد. من واقعا به کامران و همسفرشان تبریک میگویم . کامران از همان سالهای اول وقتی که شروع کرد حالا تا زمانی قبول نداشت زمان برد تا متوجه کنگره شود ولی از زمانی که متوجه شد واقعا درست حرکت کرد و خدمتگزار بود. الآن هم که در نمایندگی شهرکرد فعال هستند،نمایندگی شهرکرد را راه اندازی کردند،من فکر میکنم ماموریت این خانواده از اول همین تاسیس نمایندگی شهرکرد بوده.درسایت کنگره خیلی فعال هستند،یک مدت مرزبان سایت بودند همسفرشان در قسمت انگلیسی سایت خیلی تلاش میکنند امیدوارم همیشه در پناه قدرت مافوق باشند


اما در پایان جلسه جشن با شکوه چهارمین سالگرد تولد آقا کامران انجام شد جشنی که همیشه در خاطر ما میماند

آرزوی مسافر کامران:

آرزو میکنم آوای کنگره و سرود کنگره در سراسر گیتی طنین انداز شود

آرزوی همسفر مرجان:

آرزو میکنم خورشید کنگره و درمان تدریجی بر همه جهان بتابد

صحبتهای مسافر کامران:

من قبل از این که صحبتهایم را شروع کنم این تولد برای من حال و هوای دیگری دارد از این جهت که دو عزیزی اینجا هستند که من سالها جگر گوشه آنها را عذاب دادم ازشان میخواهم که حلالم کنند.

قصه ره گم کردگان این وادی قصه درد و رنج است هیچ وقت نخواستم سینه این دو عزیز را به درد بیاورم هیچ وقت، امیدوارم شیرینی این تولد از آن تلخی و درد و فشار کم کند. آقای خدامی پیامی برای من فرستاده بودند که امیدوارم بتوانم به جایگاهی برسم که لیاقت چنین پیامی را داشته باشم و البته رضایتمندی ایشان برای من مهمترین چیز است.

اگر بخواهم کامران 25 سال پیش را برای شما در چند دقیقه بشناسانم غیر ممکن است ولی گفتم زندگی همه ما مثل یکدیگر است و نیازی به توضیح اضافه نیست.دردی که تک تک ما با روح و جسم و روانمان لمس کردیم ولی اگر الآن اینجا نشسته ام فقط و فقط به خاطر این است که به نوعی بتوانم حقانیت درمان و حقیقت درمان را در دل حتی یک نفر زنده کنم. خب من هم مثل اکثر شما نمیدانم از کجا شروع شد که وارد این بازی شدم اما ورودش مهم نیست خروجش مهمه،بزرگی میگوید شاید فرصتی نداشته باشیم که برگردیم و آغاز دوباره داشته باشیم اما می توانیم طوری آغاز کنیم که پایانی خوش رقم بزنیم.من زمانی که ازدواج کردم نامزد اعتیاد بودم وهیچ وقت باورم نمیشد که روزی گریبان مرا بگیرد.کامران کسی بود که 5 سال دو ومیدانی حرفه ای تمرین میکرد و باورم نمیشد که روزی اعتیاد گریبانگیرم شود. دانشگاه قبول شدم و در دوران تحصیل هم این قضیه همراهم بود ولی نتوانست مخل تحصیل من شود.یادم است دفعه اول که خانمم این قضیه را برای اولین بارمتوجه شد و برایش به نوعی علنی شد ،بیهوش شد من دست و پای خودم را گم کردم رفتم پدر و مادرم را صدا زدم وقتی به هوش آمد داشت می خندید من یک لحظه فکر کردم مشاعرش را از دست داده،همان موقع عهد کردم ترک کنم و به منطقه طالقان رفتم دهه اول محرم و ده روز با فلاکت ترک کردم،حدود یکسال مصرف نکردم اما در طی این یکسال کامران بود و همه چیز بود اما من انگار وجود نداشتم.

ترکهای زیادی بود که خب من به خاطر کمبود وقت عرض نمیکنم فقط یکی از آنهارا را دوست دارم بگویم:یادم است که آقای دکتری بود و به شهرکرد آمد در کلینیک شهرکرد و گفتند که این آقا ترک میدهد. من با چندتا از دوستانم رفتیم پیش ایشان،این دوستانی که اسم میبرم الآن فوت کرده اند:سهراب،وهاب،کمال و ایرج. ما 5 نفر بودیم رفتیم پیش این آقا برای ترک.دکتر کوپن به ما می داد و میگفت در تزریقات این آمپولها را بزنید،وقتی که میزدیم میگفتیم عجب داروی خوبیه ما دیگر میل به تریاک نداریم بعد از یک مدت مسئول نزریقات گفت دوست دارید آمپول را به رگتان بزنم؟گفتم مگر این چه هست؟گفت این ماده مخدر است .بعد از مدتی فهمیدم تمجیزک بوده.

من از طریق همسفرم و سایت کنگره با کنگره آشنا شدم همسفرم قبل از معرفی کنگره به من از طریق ایمیل با مهندس دژاکام در ارتباط بود.یکبار وقتی به منزل برگشتم همسفرم گفت کسی پشت تلفن کارت دارد وقتی گوشی را برداشتم اولین صوتی که از پشت گوشی شنیدم این بود که گفتند چطوری کامران؟گفتم خوبم گفتند کجای کاری؟این صدا آنقدر برای من آشنا بود و آنقدر نافذ بود که وقتی گفتند برو اصفهان من نتوانستم مخالفت کنم و گفتم چشم و به اصفهان آمدم.

بیشتر از این وقت عزیزان را نمیگیرم قبل از همه از خداوند تشکر میکنم که این مسیر را برای من باز کرد.از آقای مهندس ،نمیدانم واقعا در کلام نمیگنجد تشکر از آقای مهندس، به قول خود آقا علامت سوال. از آقای خدامی که نقشی بر دلم زد و آن چنان حکاکی کرد بر دلم که تا ابد اثرش ماندگار خواهد بود،تشکر میکنم.از آقای حکیمی که به نظر من اوج تکامل روح یک انسان را برای من به تصویر کشیدند سپاسگزارم. از دخترانم که مشوق من برای تاسیس نمایندگی شهرکرد بودند و در این چهار سال چه از لحاظ مادی و چه معنوی در موردشان خیلی کم کاری کردم و قول میدهم جبران کنم،  تشکر میکنم.از خانم سودابه که درس صبر استقامت و آگاهی را مشق شب همسفرم کرده بودند سپاسگزارم و در آخر از همسفرم که تک ستاره ای بود در آسمان تاریکم و امروز خورشیدی فروزان در زندگیم هست تشکر میکنم.

سخنان همسفر سودابه(راهنمای همسفر مرجان):من این روز بسیار زیبا را به سخت کوشان کنگره60 تبریک عرض میکنم خدمت راهنمای عزیزشان آقای خدامی و آقای مهندس و همه دوستانی که در این رهایی نقش داشتند،تبریک عرض میکنم خدمت خانم مرجان و همسرشان به خاطر تاسیس نمایندگی شهرکرد که امیدوارم موفق باشند من یقین دارم که شعبه ای بسیار فعال و پرباری خواهد شد. این دو عزیز بسیار مطالعه میکنند بسیار تلاش میکنند در عین صداقت و اخلاصی که برای پیشبرد اهداف کنگره دارند.

صحبتهای همسفر مرجان:کنگره آغازی نموده است که پایانش در اختیار ما نیست،ادامه ایست بی وقفه،ماندنش جاوید و نامش برای اندیشه های پاک، اسطوره.سالهایی که در کنار کامران زندگی میکردم تا قبل از کنگره، در کنار هم بودیم ولی با هم نبودیم. این چیزی است که همسفران خیلی خوب درک میکنند که من چه میگویم این اواخر سالهایی بود که انگار زیر آوار زلزله اعتیاد بودیم و دست و پا میزدیم برای این که راهی پیدا کنیم برای بیرون آمدن و الحمدلله نوری از لا به لای این آوار بر من و خانواده ام تابید،نوری هدایتگر و جان بخش و ما را به دنیایی رهنمون کرد که  مامنی بود  برای گمشدگان کوچه پس کوچه های اعتیاد. دنیایی که انسانهایی در آن وجود داشتند که با انسانهای دیگر بسیار متفاوت بودند،انسانهایی که ما را به خاطر پول یا مقام یا موقعیتهای اجتماعیمان نمی خواستند،انسانهایی مثل آقای مهندس دژاکام،آقای خدامی،خانم سودابه،آقای حکیمی و خانواده آقای دژاکام. همیشه تعبیرم از آقای دژاکام این بوده است که پای نردبانی ایستاده اند و تا تک تک ما را از نردبان رد نکنند آسوده نخواهند بود. برای ایشان آرزوی سلامتی میکنم و امیدوارم همیشه سالم و سرحال باشند و همین طور برای خانواده محترمشان. آقای خدامی و خانم سودابه همیشه برای ما الگو بودند و خوب راه رفتن در راه خوب  را به ما آموختند از این دو عزیز برای همه زحماتشان تشکر میکنم، از آقای حکیمی که با آموزشهایشان به ما کمک کردند راه به خطا رفته را برگردیم و ما داریم تمام تلاش خودمان را میکنیم. از پدر و مادرم و برادرم و همسرشان هم تشکر میکنم که به جشن ما آمدند خداراشکر میکنم که دیگر هیچ رازی نیست که از آنها پنهان کنم و امیدوارم همیشه سایه شان بر سرما باشد و سالم و سلامت باشند. و از خداوند می خواهم به من کمک کند تا برای خدمت کردن به بندگانش لایق باشم. به کامران خیلی تبریک میگویم وبه دختران خوبم و  از همه شما که 6 سال مارا همراهی کردید، ممنونم.

پیام تولد مسافر کامران:

رودهای خروشان و چشمه های جوشان همه به بحر و اقیانوس میرسند کامران عزیز:شما مصداق این وادی هستید و از جامهای خالی و ظروف تهی به سوی بحر و اقیانوس در حرکتید.خوف مسائل به خود راه ندهید و باقدرت ادامه دهید

در آخر از طرف خودم و همه دبیران وبلاگ نمایندگی اصفهان به مسافر کامران و همسفر مرجان عزیز و گرامی و همینطور دو همسفر دیگرشان تبریک عرض میکنم

تهیه کننده همسفر صالح

[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 10:2 ] [ کامران ]

با سلام به خوانندگان محترم و عزیز.در خدمت مهندس دژاکام (دبیر کل وبنیانگذار کنگره 60) هستیم که لطف فرمودند و وقت خودشان را در اختیار ما قرار دادند

همسفر صالح:آقای مهندس، خوشحالم که در خدمت شما هستم.

مهندس دژاکام:ممنون من هم همینطور

به عنوان اولین سوال نمایندگی اصفهان را چگونه دیدید؟

مهندس دژاکام:نمایندگی اصفهان، نمایندگی خوب و فعالی ست، کارش خوب است.اما باید از نظر مالی به خود کفایی برسد. بچه های قوی و نیرومندی در نمایندگی اصفهان هستند که باید خودشان شعبه خودشان را بسازند. من نمی توانم از شعبه های دیگر مثلا از شعبه های شهرستان های خیلی کوچک هزینه و پولهایشان را جمع کنم و خرج شعبه اصفهان کنم.خوشبختانه امروز امتحان خودشان را به خوبی پس دادند و خیلی خوب همکاری کردند . و به قول امروزی ها لبیک گفتند .من مطرح کردم و آن ها داوطلبانه
تعهد کردند که پنجاه میلیون تومان پرداخت کنند ، که برای زمین دیگری که برای کنگره در نظر گرفته شده پرداخت خواهد شد و من مطمئنم که بقیه آن راهم کمک خواهند کرد

همسفر صالح:برنامه کنگره 60 برای خارج از کشور چیست؟آیا صرفاً ترجمه متون است یا در فکر ایجاد شعبه ای در خارج از کشور هم هستید؟

مهندس دژاکام:خوب هر چیزی پله پله حرکت می کند.همان اول می گوید از قدم است که گام های بلندش در سراسر گیتی روان خواهد شد. مطمئناً فقط ترجمه متون کافی نیست ، ترجمه متون اولین قدم بود. قدم دوم این بود که ترجمه متون توسط آمریکایی ها پذیرفته شد. قدم بعد این بود که متون ما در وبلاگ های بسیار بزرگ و قوی آورده شد ، و حتی وبلاگ هایی که فقط مال آمریکا بود، تنها به خاطر ایران و به خاطر کنگره 60، و آگاهی های کنگره 60 ، قسمت بین المللی را در سایت خودشان راه اندازی کردند. و می رود تا مسیر خودش را باز کند. و قصد نهایی ما ایجاد شعبه در آنجاست.حالا ممکن است با کشور های کوچکتر شروع شود یا بزرگتر.و بارها از من دعوت کردند که به آن کشورها بروم و من نپذیرفتم.گفتند ما به ایران بیاییم که گفتم فعلا نه. ولی قطعاً به آنجا خواهد رسید و من در آن تردیدی ندارم

همسفر صالح:آقای مهندس شما در آغاز جلسه به مشکلاتی اشاره کردید که در آغاز راه کنگره وجود داشت، آن مشکلات تا چه حدی از سر راه کنگره برداشته شده است؟مثلا شما گفتید در آغاز راه کسی حرفتان را قبول نداشت ، آیا هنوز هم هستندافرادی که این راه را قبول نداشته باشند و با شما مخالفت کنند؟

مهندس دژاکام: بله ، قدر مسلم همین طور است.وقتی یک تفکری را مطرح می کنی درابتدا اصلا گوش نمی کنند، و اصلا آن را تحویل نمی گیرند و انسان را آدم حساب نمی کنند.یک مرحله که جلوتر بروی و ببینند که آن تفکر قابل قبول است،شروع به مخالفت با آن می کنند. حالا بستگی دارد که آن تفکر چقدر غالب باشد،یا چقدر به حقیقت نزدیک باشد . اگر درست بود کم کم طرفدارانی پیدا می کند و جا می افتد و به طرفدارانش اضافه می شود و از تعداد مخالفانش کم می شود. در حال حاضر آن مشکلاتی که در اوایل راه کنگره وجود داشت برطرف شده است و کنگره روز به روز قوی تر می شود.کنگره 60 در حال حاضر با دانشگاه ها همکاری می کند. دانشگاه تهران، دانشگاه طباطبایی ، دانشگاه الزهرا، دانشگاه اصفهان و دانشگاه های زیادی در سراسر کشور. دفتر ملی مطالعات علمی اعتیاد که مهمترین مرکز تحقیقاتی اعتیاد در خاور میانه است، با کنگره 60 همکاری می کند .چهار سال بزرگترین پایلوت اپیوم تینکچر را کنگره 60 انجام داد و در این پایلوت موفقیت فقط در کنگره 60 بود. در حال حاضر وزارت بهداشت و درمان هیچ (ان جی او) یی را چه در کار درمان، چه گروه درمانی وچه روان درمانی به رسمیت نمی شناسد، اما در پروتکل آن کنگره 60 هست و تمام کلینیک ها می توانند در قسمت گروه درمانی با کنگره 60 همکاری نزدیک داشته باشند. زمانی که وزارت بهداشت و درمان که یک نهاد کاملاً پزشکی و علمی ست، کنگره 60 را در قسمت روان درمانی و گروه درمانی پذیرفته است، این گام بسیار بلندی ست. در حال حاضر دولت، وزارت بهداشت، دانشگاه ها و همچنین مردم، تقریبا همه کنگره 60 را پذیرفته اند، چون نمونه ها و شواهد آن را می بینند

.

همسفر صالح:اتفاقی که هیچ گاه از ذهن شما پاک نخواهد شد چیست؟

شاید بتوانم بگویم تنها اتفاقی که هرگز از ذهن من پاک نخواهد شد و البته امیدوارم همیشه هم همین طور باشد یاد خداست.

همسفرصالح:آقای مهندس اگر به دوران قبل از اعتیاد خود برمی گشتید و یک نفر مثلا خدا به شما می گفت که( دو راه در پیش رو دارید، اگر از این راه بروید 17 سال درگیری با اعتیاد و تاریکی های آن را پیش رو خواهید داشت، اما بعد ازآن راه درمان اعتیاد را می یابید و نگهبان کنگره 60، و دبیر کل آن خواهید شد ، ولی اگر از آن مسیر بروید موفق ترین مرد روی زمین بدون اعتیاد خواهید شد) ، کدام مسیر را انتخاب می کردید؟

مهندس دژاکام:کنگره 60 را انتخاب نمی کردم( با خنده) .می گفتم که این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار، کآواز دهل شنیدن از دور خوش است

همسفر صالح:پس کنگره 60 را انتخاب نمی کردید؟

مهندس دژاکام: اگر در آن فضا قرار می گرفتم و حرف هایی که شما زدید را یک نفر به من می گفت، حتی اگر نعوذ بالله خدا هم به من می گفت باورم نمی شد. این یکی را باورم می شد که موفق می شوم، اما آن یکی که تو برو و آن کار را بکن،آخرش این میشود نه باورم نمی شد 1!هنوزهم گاهی اوقات برای من غیر قابل باور است که چگونه این چنین شد؟ و این تنها خواست خداوند بوده و اوست که هدایت می کند و کارش را خیلی خوب بلد است

همسفرصالح: وسوال بعدی من درباره تاثیر کلام الله در زندگی شماست، آیا قبل ازتاسیس کنگره و بعد از آن این تاثیر تفاوتی در زندگی شما داشته است؟

مهندس دژاکام: صد در صد تفاوت داشته است.می توانم افکارم را نسبت به کلام الله در سه مقطع بیان کنم.مقطع اول دوران دانشگاهم بود و زمانی که مهندسی خود را گرفته بودم و علم اندکی پیدا کرده بودم . در آن زمان نه خداوند را قبول داشتم و نه کلام الله را .لویی پاستور می گوید: دانش اندک انسان را از
خداوند دور می کند و دانش زیاد انسان را به خداوند نزدیک می کند.من در آن مقطع اصلا کلام الله را قبول نداشتم و می گفتم همه این ها رانوشته اند و رسول خدا هم یک متفکر بوده که بعداً از روی آن ها کپی برداری کرده است. مقطع بعد زمانی بود که کمی از آن مرحله گذشتم و به این نتیجه رسیدم که آن طور که من فکر می کنم نیست وشواهدی در این مورد وجود دارد . و کمی ایمانم بیشتر شد و از آن مرحله کفر
و منفی به طرف مثبت گرایش پیدا کردم ، اما هنوز افکارم پخته نشده بود. ومقطع بعد زمانی بود که به تمام مطالبی که در کتاب خدا بود ایمان کامل پیدا کردم و سعی کردم همه را به کار بگیرم. و اعتقاد، ایمان، افکار و اندیشه ام را نسبت به کلام خداوند بدون کوچکترین تردیدی پذیرفتم

همسفر صالح: یک راهکار، یا یک شاه کلید برای خوانندگان ما که در این مسیر حرکت می کنند بیان فرمایید.

مهندس دژاکام: راهکار، راه میان بر ندارد.فقط باید بدانند که بر سر یک دوراهی قرار می گیرند که یک راهش صراط مستقیم است و راه دیگر غیر صراط مستقیم،نمی توانیم اسمی برای آن بگذاریم .و باید بدانند که صراط مستقیم درست است که اسمش صراط مستقیم است ، ولی کج و معوج ترین راه است و راهیست که بیشترین پستی و بلندی را داراست چندی پیش آیت الله جوادی آملی می گفت ،صراط مستقیم سخت ترین و ناهموارترین راه است ولی به بهشت ختم می شود و پایان خوشی دارد و به فرمان عقل نزدیک می شود و اندیشه را باز می کند. اما راه دیگر که مستقیم به نظر می رسد بسیار صاف و لذت بخش است ، آن راه به اعماق جهنم می رسد و باعث سقوط انسان می شود . این است که هر گاه سر دوراهی قرارگرفتید بدانید که شعبده ای وجود دارد .اگر درون آب بروی سر از آتش در می آوری و اگر درون آتش بروی در نهایت سر از آب در می آوری. پس باید بدانند که اگر می خواهند درست حرکت کنند، سختی های زیادی را در پیش رو دارند وباید به آن تفکر برسند که تشخیص بدهند این سختی ها کوتاه است و از آن عبور
خواهند کرد.

همسفرصالح:یک سوال هست که معمولا مصاحبه گران کنگره آن را می پرسند و آن این است که کلماتی را نام می برند و باید اولین چیزی که به ذهن شما می رسد رابیان نمایید. معمولا همه اول می پرسند مهندس دژاکام.آرزوی من این بود که یک بار این سوال را از خود شما بپرسم

در مورد کلماتی که می گویم اولین چیزی که به ذهنتان می رسد را بیان کنید.

مهندس دژاکام= علامت سوال


خداوند= بزرگ است، همه چیز است

امام علی (ع)= بنیان عدالت

همسفر= بال پرواز

مسافر= سرگشته

اساتید خودتان= آن هم علامت سوال

و در پایان اگر مطلبی هست آن را بفرمایید.

مهندس دژاکام: نه ، ممنون از شما و متشکرم


همسفر صالح:من هم از شما بابت وقتی که در اختیار من قرار دادید ممنون و سپاسگزارم



تهیه و تنظیم همسفر صالح

ویرایش همسفر لیلا

[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 20:30 ] [ کامران ]

سونامی شیشه در راه است!






   
این روز‌ها مواد محرک صنعتی مانند شیشه که بدون بو، بدون آثار سریع و با روش‌های آسان‌تر از مواد مخدر مصرف می‌شود، به شدت در حال گسترش در سطح کشورهای جهان است.
  



سونامی شیشه در راه است!

 خبرآنلاین: دکتر حاج رسولی دکترای فیزیولوژی در مورد این اتفاق به سایت ایران اسپورت می‌گوید در تحقیقی که انجام داده است از بین ۱۰۱۸ فرد معتاد در یک جامعه نمونه تنها ۱۸ نفر به مواد مخدر سنتی اعتیاد داشته‌اند و ۱۰۰۰ نفر دیگر معتاد به مواد مخدر صنعتی بودند که چون بدون بو، بدون آثار سریع و با روش‌های آسان‌تر از مواد مخدر مصرف می‌شود، به شدت در حال گسترش در سطح کشورهای جهان است.

او ادامه می‌دهد اعتیاد یک پدیده منفی و زشت اجتماعی است که می‌تواند باعث از هم پاشیدگی خانوادگی شود بطوری که برخی آمار‌ها نشان می‌دهند که ۶۴ درصد طلاق‌ها به دلیل اعتیاد همسر اتفاق می‌افتد.

اعتیاد خسارت‌های مادی و معنوی زیادی نه تنها برای افراد معتاد بلکه برای خانواده‌ها یشان هم به دنبال دارد که اتفاقا شواهد در این خصوص بی‌شمار است. حتی باعث افزایش جرم و جنایت می‌شود که نگاهی به صفحه حوادث روزنامه‌ها گویای این مطلب است ضمن اینکه دلیل بسیاری از ناهنجاری‌های رفتاری و اجتماعی دیگر است.

اعتیاد به مواد مخدر همچون تریاک، حشیش و مشتقات آن‌ها، قرن هاست که به بشریت صدمه می‌زند ولی اعتیاد به مواد محرک مثل شیشه یک «سونامی» وحشتناک است که اگر دیر‌تر از این اقدام کنیم، باید منتظر عواقب دردناک تری باشیم چراکه سونامی شیشه در راه است.

این روز‌ها مواد محرک صنعتی مانند شیشه که بدون بو، بدون آثار سریع و با روش‌های آسان‌تر از مواد مخدر مصرف می‌شود، به شدت در حال گسترش در سطح کشورهای جهان است.

معضل جدی مصرف داروهای محرک در افراد زمانی مشخص می‌شود که این عناصر سمی فرد مصرف کننده را دچار توهم می‌کند که در این میان بیشترین سطح جرم و جنایت و اتفاقات ناخوشایند به وقوع پیوسته و آینده زندگی و عمر فرد را تهدید می‌کند

[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 20:27 ] [ کامران ]

در روز پنجشنبه 3 آذر 1390 کنگره اصفهان میزبان قدوم

 " جناب آقای مهندس حسین دژاکام "

بود. شور و حال وصف ناپذیری در بین جمع بود و هر کسی دستی به کار داشت. تمام مقدمات برای تشریف فرمایی ایشان مهیا شد ،و همه منتظر...

ساعت دقایقی به 4 بعد از ظهر را نشان می داد که با بوی اسفند و صدای صلوات یاری که مدتها دلتنگ حضورش بودیم آمد و قدم بر چشم همه مشتاقان نهاد.



ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 14:21 ] [ کامران ]
بدینوسیله به اطلاع کلیه اعضاء کنگره ۶۰ میرساند روز پنجشنبه مورخ 3/9/90  ، جشن بزرگ چهاردهمین سالگرد تاسیس کنگره ۶۰ از ساعت 4 بعدازظهر  در نمایندگی اصفهان برگزار میگردد .

[ پنجشنبه سوم آذر 1390 ] [ 0:32 ] [ کامران ]

با سلام و درود

قبولی مسافران عزیز: محمد حیدری، علی نادعلیان و حسین باقریان را در آزمون سراسری کمک راهنمایی کنگره 60 را به همه مسافران خوب لژیون تبریک گفته و در آغاز خطی دیگر از مسیر برای ایشان آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.

تا باد چنین بادا

[ پنجشنبه سوم آذر 1390 ] [ 0:31 ] [ کامران ]

اقای احمد حکیمی ،دیده بان کنگره 60


  7. شما جزو اولین مرزبانان کنگره هستید، مرزبانی را از کجا و چگونه آغاز کردید؟ برخی از دوستان میگویند که شما در سالهای گذشته و در نمایندگی انقلاب عملکرد خیلی خوبی داشتید، کمی در  مورد شرایط آن موقع برایمان توضیح دهید.


دوره مرزبانی من از نمایندگی اسلامشهر و در اردیبهشت ماه سال 1382 آغاز شد .
آن شرایط که شرایط خیلی خاصی بود، در همان دوره که مرزبان اسلامشهر بودم، مرزبانان نمایندگی انقلاب از مهندس دژاکام در خواست کردند که من مامور شده و با حفظ سمت مرزبانی اسلامشهر به نمایندگی انقلاب هم کمک کنم، من هم با قبول این مسئله، اشاره کردم که هر کمکی از دستانم برآید کوتاهی نمیکنم، وقتی این اتفاق افتاد و من به انقلاب رفتم، دیدم که شرایط در آنجا خیلی خاص است و خیلی کار زمان و انرژی میبرد. حالا که به آن زمان ها فکر میکنم میبینم که شرایطی که در آن زمان در انقلاب وجود داشت باعث رشد من شد، روبرو شدن با مشکلاتی که در آنجا بود و تلاش برای حل آن مشکلات با کمک دیگرعزیزان ( البته در آن زمان در مقاطعی فکر میکردم که تنها هستم در صورتی که تنها نبودم) و دو تن از دیده بانان محترم توانستیم به مشکلات فائق آییم ، هرچند که این موفقیت ها در مقطعی به نام من یا عزیز دیگری مطرح بود اما به واقع یک فرد نمیتواند در یک مجموعه کاری را به تنهایی انجام دهد و بایستی با کمک گرفتن از یک جمع و به صورت گروهی کارها صورت بگیرد.


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 0:36 ] [ کامران ]

جهان بینی و رانندگی




   
اعضای کنگره 60 ، که از آموزش های جهانبینی بهره مندند ، قدر مسلم ، بایستی رانندگی درستی داشته و جهانبینی آن ها در رانندگی نیز به وضوح قابل تشخیص و تمایز باشد
  



جهان بینی و رانندگی

  

جهانبینی و رانندگی

 

 

 این روزها ، کمتر جلسه ای در کنگره دیده می شود که هنگام برگزاری ، یاداشتی در مورد پارک ماشین ها به نگهبان داده نشود . تقریباً در تمامی نمایندگی های کنگره 60 ، مشکلی به نام جای پارک وجود دارد . با وجود اینکه در اکثر جلسات ، به صورت مداوم ، توسط مرزبانان در این خصوص پیام داده می شود ، باز هم از گوشه و کنار می بینیم و می شنویم که فلان ماشین جای نامناسبی پارک کرده  و برای همسایگان ایجاد مزاحمت نموده است .

به همین بهانه ، سعی شده است در این مطلب ، ارتباط رانندگی با جهانبینی مورد بررسی قرار گیرد  .

  آشنایی نزدیک اینجانب با مقوله رانندگی خودروهای سبک و سنگین که از دوران نوجوانی آغاز شد و به اخذ گواهینامه پایه یکم در سال 1375 انجامید  نیز ، دلیل و بهانه ای شد تا در این مورد چند صفحه ای مطلب بنویسم که امیدوارم مورد پسند خوانندگان محترم قرار گیرد .

امروزه ، بیشتر مردم ، ساعات زیادی از وقت روزانه خود را در حال رانندگی و پشت فرمان اتومبیل می گذرانند . ساعاتی که شاید بعد از خواب شبانه ، بیشترین زمان شبانه روزی ما را به خود اختصاص دهد ، زمانی بیش از کارهایی مثل : غذا خوردن ، مطالعه ، ورزش ، تلویزیون ، اینترنت و غیره .
گفته می شود ، خواب دیدن ، گواه صادق درون هر انسانی است و ما در هنگام خواب دیدن ، شخصیت و خواسته های خود را بدون نقاب ، به نمایش می گذاریم . شاید بتوان گفت رانندگی نیز گواه صادقی است از آنچه که در درون ما می گذرد و به نوعی ، جهانبینی ما را به نمایش می گذارد .
شباهت های بسیاری ، بین رانندگی اتومبیل و رانندگی جسم وجود دارد و ارتباط تنگاتنگی بین این دو برقرار است.


می دانیم که انسان از دو بخش صور آشکار و صور پنهان تشکیل شده است . صور آشکار ، بدون در نظر گرفتن اعمال حیاتی و ناخودآگاهی که سیستم عصبی خودمختار آن ها را کنترل می کند ، ما بقی ، اختیاری از خود ندارند و رانندگی و هدایت آن به عهده صور پنهان می باشد . فرامینی که ما به زبان ، دست ها ، پاها ، چشم ها و گوش ها می دهیم  ،  بخشی از رانندگی و فرماندهی ما بر این دستگاه  عظیم را نشان می دهد .


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 ] [ 10:47 ] [ کامران ]
مصاحبه 14 سوالی، آقای احمد حکیمی، قسمت اول

 با عرض سلام خدمت جناب آقای احمد حکیمی، دیده بان محترم امور شهرستانها و ایجنت نمایندگی اصفهان

آقای احمد حکیمی


1. لطفاً خودتان را معرفی نمائید و بفرمائید چند سال سن دارید و چه مدتی است که در کنگره حضور دارید؟


بنام خدا من احمد حکیمی هستم 49 سال سن دارم و از تاریخ 8/2/80 وارد کنگره شدم.


2. آنتی ایکس شما چه بود و بفرمائید چگونه با کنگره آشنا شدید؟


مصرف من در ابتدا با تریاک شروع شد و در ادامه تبدیل به شیره و سوخته تریاک شد و بطور متناوب از این دو ماده استفاده میکردم و در مواقعی هم با هم ادغام کرده و مصرف می کردم. در مورد آشنایی با کنگره هم بایستی بگویم که هر مصرف کننده ای بالاخره روزی خسته میشود و بدنبال رهایی از اعتیاد میرود، بعضی اوقات این خستگی یک خستگی شخصیتی و تفکری و اندیشه ای است و در درون فرد شکل می گیرد و گاهی با فشار خانواده، اطرافیان و شرایط فرد ،ودر مورد من این خستگی از درون بود چون من از بیرون مشکل چندانی نداشتم؛ واین خستگی سبب شد که من بدنبال رهایی از اعتیاد باشم و روش های مرسوم 11 سال پیش را امتحان کردم و ناموفق بودم تا اینکه با دیدن آقای مهندس دژاکام در یک  مصاحبه تلویزیونی و گوش کردن به صحبت های ایشان، توضیحات ایشان در مورد اعتیاد برای من خیلی جالب بود و من را به فکر فرو برد که این روش یک روش جدید منطقی و اصولی است واین منطقی بودن روش خیلی برای من با ارزش بود تا جدید بودنش و این مسئله فتح بابی شد تا من گشتم و توانستم آدرس کنگره را پیدا کنم و در تاریخ 8/2/80 وارد کنگره شدم و سفر خود را آغاز کردم.


3. راهنمای شما کیست ؟ سفر اول خود را چگونه گذراندید؟ کمی برایمان از سفر اولتان بگوئید و بفرمائید آیا در سفر اول مسافر خوبی بودید؟


راهنمای من آقای شاملو بودند. در آن زمان شرایط با چیزی که امروز هست خیلی تفاوت داشت، اما الان که به گذشته نگاه میکنم، می بینم که انسان چقدر قدرت دارد، که در هر شرایطی به زعم خودش بتواند از حداقل ها، حداکثر نتیجه را بگیرد؛ در آن زمان شرایط با زمان حال خیلی فرق میکرد و امکانات در این حد و به این شکل نبود، اما روز اولی که وارد کنگره شدم و توسط آقای مهندس مشاوره شدم یک نوری در درون من روشن شد که من همیشه در طول این مسیر، آن نور را می دیدم. هر کسی هم که وارد کنگره میشود و سفرش را شروع میکند ، اگر بگوید من از همان اول سفر، با کنگره و این روش هماهنگ شدم و خیلی خوب جلو آمدم شاید کمی اغراق باشد، اما به واقع من هم در اوایل سفر یک سری مسائل و مشکلات کوچکی داشتم، اما بعد از مدت زمان کوتاهی شروع کردم به درست عمل کردن و با مسائل بیشتر آشنا شدم و متوجه شدم که اصلا اعتیاد چه هست و چه کاری با شخص انجام میدهد، در چه جاهایی تاثیر می گذارد، چه تخریب هایی در فرد ایجاد میکند و راه درمانش چیست، چون راجع به این مسائل هیچگونه اطلاعی نداشتم؛ و دانستن اینها باعث شد که در چهارچوب قرار بگیرم و سفر خوب و منطمی داشته باشم و دلیلش هم این بود که وقتی فرمان قطع مصرف را از مهندس در یافت کردم، احساس میکردم که یکسری عوارض کوچک و خفیفی داشته باشم اما به واقع هیچگونه عوارضی نداشتم که هیچ، بلکه بسیار بسیار در شرایط خوب و ایده آلی چه از نظر جسمی و چه از نطر روحی روانی قرار گرفتم و از سطح انرژی فوق العاده ای برخوردار بودم.

آقای احمد حکیمی دیده بان کنگره 60


4. در سفر اول بیشتر با چه افرادی همراه بودید و به چه مسائلی می پرداختید؟


من شاید اخلاقم بدین صورت بود ولی همیشه در هر جایی که میرفتم و در هر شرایطی که قرار میگرفتم سعی میکردم به آن جا و مکان احترام بگذارم و شرایطی را که در آن مکان اعلام میکنند رعایت کنم، چون از سنین کودکی هم دوست نداشتم که مواخذه شوم و به من امر و نهی کنند که چرا این کار را انجام دادی یا بلعکس، به همین دلیل هر جایی که وارد میشوم سعی میکنم به قوانین آنجا احترام بگذارم، وقتی وارد کنگره شدم و در حرمت کنگره خوانده میشد که بیرون از کنگره با هم ارتباط نداشته باشید، من واقعا نداشتم، اما برایم سوال بود که چرا نباید بیرون از کنگره باهم ارتباط داشته باشیم، یک بار دست به آزمایش زدم و آن چرایی اش را فهمیدم و بعد از آن این قوانین را محکم تر از گذشته رعایت کردم و با افرادی که در کنگره ارتباط داشتم فقط در حیطه کار در کنگره با ایشان مراوده داشتم و به جز راهنمایم با آقای رضا ترابخانی ارتباط نزدیک و تنگاتنگی داشتم و ایشان هم در سفر اول خیلی به من کمک کردند، خوشبختانه من در سفر اول با کسی آشنا شده بودم که 6-7 ماه بود که رها شده بود و الگوی خوبی برای من بودند و در این مسیر خیلی کمکم کردند و آشنا شدن با ایشان به قدری برای من ارزش داشت در آن زمان که من دیگر به آشنا شدن با کس دیگری اصلا فکر نمیکردم، چون راهنمایم که در جای خود حضور داشتند و در مسیر راهنماییم میکردند و آقای ترابخانی هم نقش مکمل را برای من داشتند.


5. خدمت را در کنگره از کجا و چگونه آغاز کردید؟ اولین خدمتی که در کنگره انجام دادید چه بود؟


من قبل از ورود به کنگره دیدگاهی داشتم که وقتی وارد جایی میشدم ، دیگران را وادار میکردم که به من احترام بگذارند، ولی این از جایگاه و دیدگاه انسانی نبود بلکه من دارای یک منیت بسیار بسیار بالایی بوده و سرشار از منیت بودم و وارد کنگره هم که شدم این مسئله همراهم بود و فقط سرویس میگرفتم، اما چند ماه که از سفرم گذشت و سفرم مرتب و خوب شد، یک روز با خودم فکر کردم که من فقط از اینجا دارم استفاده میکنم و هیچ کاری انجام نمیدهم، این شد که تصمیم گرفتم که من هم کاری انجام دهم حتی شده یک کار کوچک به زعم خودم و فکر کردم که باید از منیت ام کمی فاصله بگیرم چون در اینجا جواب نمیدهد و در مورد منیت، یک نبرد درونی در من ایجاد شد و بدون اینکه حکمی برای خودم صادر کنم بعد از اتمام جلسه من هم مثل خیلی از بچه ها رفتم و در نظافت سالن کمک کردم و دیدم که چه تاثیری در حالم داشت و آن روز پایه ای شد برای خدمت کردن من در کنگره و در اصل من تا آن موقع تماشاگر بودم و از آن روز بازیگر شدم هر چند در نقشی کوچک و بعد از آن دیگر کمک میکردم و برایم مهم نبود که وظیفه چه کسی است که نظافت کند و هر کاری که از دستم برمی آمد انجام می دادم و بدین شکل شد که پله پله وارد خدمتهای دیگر هم شدم. اولین خدمتم هم در کنگره بعد از نظافت و کمک به مسائل مربوط به تشکیل جلسه، تجربه خدمت در جایگاه دبیری دوره نگهبانی آقای شاملو بود و بعد از آن هم نگهبانی جلسات باز روزهای دوشنبه نمایندگی آکادمی را تجربه کردم.


6. در سفر اول و ابتدای سفر دوم چه خواسته هایی داشتید؟ آیا به آن خواسته ها رسیدید؟ اکنون و بعد از گذشت 11
سال چه خواسته هایی دارید؟


در کنگره وقتی وارد سفر دوم شدم این رهایی از دام اعتیاد با رهایی و پاکی که در بیرون از اینجا هست و من خود تجربه کرده بودم خیلی فرق داشت، چون در ترک هایی که در گذشته داشتم همیشه بعد از قطع مواد حال بسیار بدی را تجربه میکردم و وضعیت نامناسب، افکار نادرست و خواسته های نا معقولی را با خود به همراه داشتم اما بعد از این رهایی کاملا بر عکس بود چون من احساس میکردم که توانایی این را دارم که به زندگیم یک سروسامانی بدهم و یکی از مهمترین خواسته هایم این بود که بتوانم در این سیستم خدمت کنم و به جهت ارائه خدمت جایی برای خودم در کنگره دست و پا کنم و خدا را شکر میکنم که این اتفاق افتاد، و با افتادن این اتفاق یعنی خدمت در کنگره، من دیگر مسائل زندگیم را با حرکت در کنگره هماهنگ کردم؛ خواسته هایم کمی فروکش کرد و بجای اینکه بگویم من میخواهم کمبودها و تخریب های گذشته را جبران کنم و فقط در فکر این مسئله باشم که لطماتی که از نظر مالی خورده ام را جبران کنم، خواسته هایم را تعدیل کرده و نشستم آنها را اولویت بندی کردم و خوشبختانه به خیلی از خواسته هایم رسیدم در کنار کار در کنگره، وحتی بعد از رهایی، من اولویت زندگی ام را کار و مسائل مالی و اقتصادی قرار ندادم، در حالیکه میدانستم مسائل مالی و معیشتی هم لازم و ضروری است ولی تمام وقتم را برای این کار نگذاشتم چون برای من اولویت، حضور و خدمت در کنگره بود و در کنارش هم به مسائل کاری پرداختم، چون نوع کار من به شکلی بود که اگر میخواستم به صورت صد در صد به آن بپردازم دیگر امکان آمدن به کنگره را نداشتم و چون حضور و خدمت در کنگره برایم بسیار مهم بوده و هست کارم را به نحوی دنبال کردم که به حضورم در کنگره لطمه نزند و خواسته هایم را با اولویت حضور در کنگره برنامه ریزی کرده و تعدیل کردم.


در این مسیر و بعد از گذشت 11 سال فراز و فرودهای بسیاری بوده و هست و انسان میتواند در هر شرایطی قرار بگیرد و خواسته های آن شرایط را داشته باشد، در حال حاضر و برای تثبیت شرایط موجود و مسیری که درونش قرار دارم باید تلاش های لازم را صورت دهم، و اما برای آینده هم همچنان همان خواسته اصلی و قبلی ام را دارم که هر چیزی را که بخواهم با حضور و خدمت در کنگره در دو کفه ترازو میریزم و این دو همدیگر را تعدیل میکنند و من خواسته هایم را جوری تعیین میکنم که به حضور در کنگره آسیبی نزند و متعاقب آن با حضور در کنگره به همه خواسته هایم میرسم، یعنی من خواسته هایم را با بودن در کنگره می سنجم و چون خدمت کردن در کنگره از همه چیز برایم مهم تر است و از خداوند میخواهم که این قدرت را به من بدهد تا همچنان بتوانم در این جایگاه به خدمت کردن ادامه دهم.


7. در بین خدمت هایی که در کنگره انجام میدهید، کدام یک را  از همه بیشتر دوست دارید؟

من خدمت های مختلفی را در کنگره تجربه کرده ام، ولی برای جایگاه راهنمایی ارزش خاصی قائلم و برای من اولویت اول است.

گزارشگر: مسافر، اکبر خسروشاهی

با نظارت ایجنت  سایت کنگره 60

[ چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ] [ 9:54 ] [ کامران ]

آقا رضا رهجوی آقای کامران شریفیان،راهنمای همسفر سرکار خانم نفیسه،مصرف(هروئین،تریاک،متادون،شیره)،طول درمان(سفر اول) 16 ماه،از شعبۀ اصفهان

درمان اعتیاد

 به آقای مهندس دژاکام، رضا، همسرصبورش و فرزند گلش تبریک میگوییم و خدا را شاکریم.

[ چهارشنبه هجدهم آبان 1390 ] [ 9:48 ] [ کامران ]
مسابقات راگبی قهرمانی کشور با حضور 16 تیم از نقاط مختلف ایران در مجموعه ورزشی تختی تبریز از تاریخ 3/8/90 تا 5/8/90 برگزار گردید .

 تیم راگبی کنگره 60  كه با عنوان تيم توابع تهران در اين مسابقات شركت كرده بود موفق شد به مرحله يك هشتم نهايي راه يابد و جزء 8 تيم برتر ايران باشد.  تيم كنگره 60 موفق شد تيم مازندران را با نتيجه 37 بر صفر  و تیم کرمان را 10 بر 5 شكست دهد و در ادامه ، بازي هاي بسيار سختي داشت كه با تيمهاي شيراز ، تبريز ، خوزستان ( مقام های اول تا سوم این دوره از مسابقات ) روبرو شد و در مرحله یک هشتم نهایی بازی را به تیم های برتر این دوره از مسابقات واگذار کرد.

در این دوره از مسابقات تیم راگبی کنگره 60  ،  در مجموع دیدارها به مقام پنجم کشور دست یافت و کاپ اخلاق این دوره از مسابقات را از آن خود کرد .

 ورزش و درمان اعتیاد

 

ما هم از طرف تمامی مسافران و همسفران برای  اعضای این تیم و مربیان دلسوز ، آقایان پدرام بنی عامریان و مهدی حسنعلی آرزوی موفقیت و سلامتی داریم .
منبع: جمعیت احیای انسانی کنگره 60

[ شنبه هفتم آبان 1390 ] [ 22:10 ] [ کامران ]

Faces and Voices of Recovery
organizing the recovery community


سایت صداها و چهره های ریکاوری ، تصویر جناب آقای مهندس دژاکام ، نگهبان کنگره 60 را در صفحه اول خود ، تحت عنوان Spotlight قرار داده است . بهتر است ما توضیح ندهیم و خودتان ببینید .

Check Out Faces & Voices Of Recovery WebSite

[ شنبه بیست و سوم مهر 1390 ] [ 23:26 ] [ کامران ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

شاید بارها عباراتی مثل ترک اعتیاد در 3 روز،سم زدایی با روش فوق سریع 6 ساعته و...را در تبلیغات مجلات، روزنامه ها ودیوارهای شهر دیده باشید و با خود گفته باشید پس چرا با وجود چنین امکاناتی هنوز شاهد اعتیاد بسیاری از جوانانمان هستیم و روز به روز تعدادشان بیشتر می شود؟یا اینکه کسانی بوده اند که بارها با هر یک از این روشها ترک کرده اند ولی باز به دنیای اعتیاد برگشته اند.علت اصلی اینست که آنان اعتیاد خود را ترک کرده اند ولی آن را درمان نکرده اند.با ابداع روش درمان تدریجی صورت مسئله اعتیاد روشن شد و مصرف کنندگان زیادی با این روش اعتیاد خود را درمان کرده اند.نویسنده این وبلاگ یکی از درمان شدگان با این روش در کنگره 60 می باشدو درحال حاضر به عنوان كمك راهنما در كنگره 60 فعاليت مي كند.
بک لينک